نماز ,انجام ,كنيد ,خداوند ,براى ,انسان ,انجام داده ,پيامبر اكرم ,عليه السّلام ,امير المؤمنين ,المؤمنين عليه

چه کسی بهتر از خدا؟

يكي از مهمترين رفتارهاي معنوي و رياضت هاي شرعي براي سالكان كوي دوست، ذكر و ياد خدا است. در قرآن كريم نيز به اين حقيقت اشاره گرديده و دستور به ياد نمودن خدا و عدم فراموشي حضرت حق تعالي را داده و حتي در قسمتي از آيات نيز انسان را متوجه اين امر كرده كه اگر مي خواهي من(خدا) شما را فراموش نكنم، پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم. امير المؤمنين عليه السّلام نيز يكي از ويژگي‌هاي متّقين را «ذكر» و به ياد خدا بودن ناميده است كه متقين كساني هستند كه صبح مي‌كنند در حالي‌ كه تمام همّت و تلاششان در ياد خدا و ذكر اوست.
تعريف ذكر و ياد خدا بودن:
ذكر در لغت به معني حفظ معناي يك شي يا حاضر كردن آن معني مي‌باشد و علاوه بر آن حفظ معناي يك چيزي يا به خاطر فراموشي است يعني ما يك چيزي را به ياد مي‌آوريم به خاطر اين كه فراموش كرده بوديم و با به ياد آوردن دوباره آن، از فراموشي آن مطلب رهايي جسته‌ايم و يا به خاطر ادامه حفظ است. پس ذكر به هر دو معني در مورد مومنين اين است كه مومنين پيوسته ياد خدا را هم در زبانشان تكرار مي‌كنند و زبانشان به ذكر خداست و هم قلبشان. چنان كه در آيه 205 اعراف نيز به اين مطلب اشاره شده كه (وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين‏) «پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، ياد كن و از غافلان مباش!»
انواع ذكر و ياد خدا:
از مطالب بالا چنين نتيجه گيري مي‌شود كه ما دو نوع ذكر داريم: يك ذكر لفظي و زباني مانند گفتن الله اكبر، گفتن سبحان الله، لااله الا الله گفتن و...
ديگري ذكر قلبي، و آن به اين معناست كه آدمي با تمام وجودش به ياد خدا باشد چه در ظاهر و چه در باطن، و در همه اعمالي و رفتارش، رضاي خدا را مدّ نظر داشته باشد و او را ناظر بر اعمال خويش ببيند و از انجام اعمالي كه مي‌داند مورد رضايت خداوند نيست، دوري كند. كه اين ذكر نوع بهتر از ذكر زباني و لفظي است.
چنان‌كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در ضمن وصيت‌هاي خويش به امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است: «و در هر حال به ياد خدا باش و ياد خدا ـ تنها ـ سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اكبر نيست، بلكه ياد خدا آن است كه شخص، هنگام روبرو شدن با حرام، از خدا بترسد و آن را ترك گويد.» پس اهل ذكر كساني هستند كه خود را در محضر خداوند متعال حاضر مي‌‌بينند و به غير خدا توجهي ندارند. در حديث معراج يكي از ويژگي‌هاي مؤمنان را ذكر داشته و بيان مي‌دارد كه « لذت اين دسته از اهل بهشت به عذاب و شراب بهشتي نيست بلكه به ياد خداوند و گفتگوي با اوست.»
مصاديق ذكر
قرآن كريم:
خداوند متعال در آيه يك سوره اعراف، قرآن را ذكر معرفي نموده و بيان مي‌دارد كه (كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ في‏ صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنين‏) ؛ «كتابي است كه به سوي تو فرستاده شد تا اين كه تو از آن دلتنگ نبوده باشي و به واسطه آن مردم را بترساني و (قرآن) ذكري است براي مومنين» و باز در سوره حجر آيه ششم نيز مي‌فرمايد: (وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ‏) ؛ «و گفتند اي كسي كه برايش ذكر نازل شده» بر اين اساس، كساني كه اهل ذكر واقعي هستند اهل قرآن نيز مي‌باشند و در قرآن نگاه كرده به دستوراتش عمل مي‌كنند. و شايد بر اين مبناست كه قرآن دستور مي‌دهد كه از اهل ذكر سوال كنيد چرا كه اين‌ها قرآن را خوانده و از دستوراتش اطلاع دارند.
پيامبر اكرم:
خداوند متعال علاوه بر قرآن، رسول خدا صلي الله عليه وآله را نيز به عنوان ذكر معرفي نموده از جمله در آيه 54 سوره قلم:(وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمين‏) «مي‌گويند او ـ پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله ـ ديوانه است و او نيست جز ذكر دو عالم» پس ايشان نيز يكي از مصاديق ذكر است.
نماز:
يكي ديگر از مصاديق كامل ذكر، نماز مي‌باشد زيرا نماز علاوه بر ذكر زباني بودنش، مصداق اطاعت از حضرت حق نيز مي‌باشد. چنان‌چه پس از مبعوث شدن حضرت موسي به پيامبري در سوره طه آيه 14 مي‌فرمايد: كه نماز را براي ياد من به پا دار! (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏) چون بر اساس آيه152 سوره بقره نتيجه ياد خدا را ياد شدن خودمان از طرف خداوند دانسته است. (فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لي‏ وَ لا تَكْفُرُونِ) در حديثي قدسي نيز مي‌خوانيم كه من همنشين كسي هستم كه مرا ياد كند. در حديثي از امام صادق داريم كه خداوند مي‌فرمايد: «فرزند آدم مرا در نفس خود ياد كن تا تو را در نفس خود به ياد آورم، فرزند آدم مرا در خلوت ياد كن تا تو را در خلوت ياد كنم. مرا در جمع ياد كن تا تو را در جمعي كه بهتر از جمع تو هست ياد كنم». و همچنين در اكثر آيات قرآن پس از ذكر خدا، نماز را به عنوان بهترين مصداق ذكر مي‌شمارد در آيه 37 سوره نور خوانيم كه: (رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار) « مرداني كه نه تجارت و نه معامله‌اي آنان را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و اداي زكات غافل نمي‌كند.»
نماز جمعه:
در سوره جمعه آيه نهم، نماز جمعه نيز به عنوان يكي از مصاديق ذكر خدا معرفي شده است. (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد!»
فوايد ذكر
جلب توجه خدا:
هچنان كه گفتيم يكي از فايده‌هاي ياد خدا بودن، اين است كه خداوند نيز به ياد ما خواهد بود كه در ياد خدا بودن، همانا توجه خاص و ويژه خداوند به بنده مي‌باشد در آيه 152 سوره بقره نيز كه بالاتر به آن اشاره كرديم آمده است: «مرا ياد كنيد، شما را ياد كنم.»
زنده و نوراني شدن قلبها:
امام سجاد عليه السلام‌ مي‌فرمايد: « خدايا! با ياد تو قلبم زنده مي‌شود.» و امير المؤمنين عليه السّلام نيز مي‌فرمايند: « كسي كه خداي سبحان را ياد كند خداوند نيز قلبش را زنده مي‌كند و عقل و خرد او را نور مي‌بخشد.»
آرامش رواني:
خدا كسي است كه بالاتر از او كسي ديگر نيست، همه كارها را مي‌تواند انجام دهد، انسان را از سختي‌هاي غير قابل تحمل نجات دهد، پس كسي كه به چنين خدايي معتقد شد و پيوسته با ياد چنين خدايي زندگي كرد هيچ وقت در برابر مشكلات مالي، اجتماعي و روحي و رواني، خم به ابرو نياورده و با توكل بر خدا، بر تمام مشكلات پيروز خواهد شد و با اعتماد به خدا، قلبش را نيز آرامش مي‌دهد؛ در آيه 28 سوره رعد نيز به اين مطلب اشاره شده كه: (الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏) ؛ « آنان كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان با ياد خدا آرام مي‌گيرد بدانيد كه تنها با ياد خداست كه دل‌ها آرامش مي‌يابد.» و در آيه 201 سوره اعراف نيز بيان گرديده كه: (إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏) ؛ «پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‏افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‏بينند و) ناگهان بينا مى‏گردند.»
پرتو ياد خدا گر دهد آرايش دل
بگذرد عمر تو در سايه آسايش دل
ثروت و مال نبخشد به دل آرام و قرار
كه از آن زاد، پريشاني و آلايش دل
هست تنها به خداوند قسم ياد خداي
ما به راحت و آرامش و آسايش دل
محبت خدا
انساني كه پيوسته به ياد خداست، محبت الهي در قلبش جا مي‌گيرد. چنان‌كه در زندگي روزمره نيز چنين است كه اگر انسان در تمامي ساعات، شخص خاصي را در خاطر داشته باشد، كم كم محبت او در قلبش حاكم مي‌شود. در روايت نيز آمده است: «هر كس خدا را زياد ياد كند، محبت خدا در قلبش حاكم مي‌شود.»

چه کسی بهتر از خدا؟
جمع بندي و نتيجه:
پس با توجه مطالب گفته شده ذكر خدا تنها ذكر زباني نيست بلكه يك مرتبه بالاتر از آن، ذكر قلبي را نيز شامل مي‌شود. و آشكار گرديد كه كسي كه ذكر خدا را مي‌گويد بايد به دستورات قرآن، پيامبر اكرم نيز توجه كامل را نمايد و فقط با الله اكبر گفتن، خودش را دلخوش ننمايد، بلكه ذكر لفظي مقدمه‌اي به ذكر عملي انسان بايد باشد و اين كه مصداق ذكر، قرآن و پيامبر و نماز مي‌باشد و ذاكر و ذكر گوينده بايد اهل قرآن، عمل كننده به سيره پيامبر اكرم و نماز خوان نيز باشد و آخر اين كه نتيجه ذكر به خودمان بر مي‌گردد و آن اين كه ما به توسط داروي ذكر، از بيماري قرن اخير، كه استرس و اضطراب مي‌باشد رهايي خواهيم يافت.
پس در مواقعي كه انسان مشغول عبادت هاي رسمي شبانه روزي است بايد دقت كند با توجه و حضور قلب انجام شود و در زمان‌هاي ديگر هم همين كه خدا را در زندگي خود حاضر و ناظر بداند و رعايت حدود اسلامي را در كار، معامله، تدريس، نگاه، رفت و آمد و... رعايت كند و مراقبت كند كه هر روز اين حضور بيشتر شود كم كم ياد خدا در همه اوقات براي او حاصل مي شود.
توجه به اين موارد و نظاير آن به ما اين معرفت و بينش را مي‌دهد كه «ياد خداوند» لزوما ذكر لفظي نيست تا منافاتي با كارهاي روزمره از قبيل تحصيل داشته باشد بلكه عمده ذكر قلبي مورد نظر است. به علاوه اگر كارهاي روزمره از قبيل درس خواندن با انگيزه الهي باشد، ذكر الله و ياد خداوند قلمداد مي‌شود.
برنامه عبادى زير را عمل كنيد كه براى ياد خدا بسيار مؤثر است:
1ـ مراقبه و محاسبه: در آغاز هر كارى كمى مكث كنيد اگر واجب است حتما انجام دهيد اگر حرام است حتما ترك كنيد و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترك آن مختاريد. اين سه چيز را قبل از انجام هر كارى مشخص كنيد سپس انجام دهيد. اصل اين توجه و مراقبه چندين فايده دارد:
اولاً: انسان به حرام نمى‏افتد و نيز واجبى از او ترك نمى‏شود. ثانياً: انسان را از غفلت شبانه‏روزى مى‏گيرد. ثالثا: ترك حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب مى‏آيد مى‏توان فعل تمام واجبات و ترك تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد. حتى افعالى كه نه واجب هستند نه حرام مى‏توان با قصد قربت آنها را عبادى كرد مثلاً: خوابيدن با اين قصد باشد كه تجديد نيرو شود تا انسان عبادت خدا كند و... شب به محاسبه بنشيند كه آيا مراقبه طول روز را خوب انجام داده يا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر كارى مراقبه‏اش را انجام داده بلكه آن كار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهميد فلان كار حرام است در عمل هم آن را ترك كرده يا اگر در اول فهميد واجب است در عمل آن را انجام داده اينجا شكر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت‏يابى كند تا به مرور نقص‏ها و علت عدم موفقيت را كشف كند تا بعد از سال‏ها به جايى برسد كه حتى يك گناه از او صادر نشود و خلاصه اين كه مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترك محرمات مى‏باشد.
امير المؤمنين عليه السّلام مى‏فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا اين نفس پيوسته به بدى و زشتى امر مى‏كند پس هر كسى آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولى او انسان را رها نمى‏كند و) او انسان را به سمت گناهان مى‏كشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 305، روايت20).
بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى‏ترين دستورات اخلاقى و سازنده مى‏باشد.
1 ـ نماز اول وقت: اگر كار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترك نكنيد. روايات و نيز بزرگان نماز اول وقت را اكيدا سفارش كرده‏اند. امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «لكل صلاة وقتان: اول و آخر، فاول الوقت افضله و ليس لاحد ان يتخذ آخر الوقتين وقتا الا من علة و انما جعل آخرالوقت للمريض والمعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفوالله؛ براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضيلت‏تر است و براى كسى نشايد كه آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ كند مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بيمار و ناتوان و كسى كه داراى عذرى است مى‏باشد و اول وقت خشنودى خدا را در بردارد ولى آخر وقت عفو خدا را»، (ميزان‏الحكمه، ج 5، ص 401، روايت 10390).
2 ـ مستحبات نشاط‏آور: از ميان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى كميل و ندبه و... فقط و فقط آنهايى را انجام دهيد كه براى شما نشاط‏آور است و از تحميل نفس بر مستحبات پرهيز كنيد فقط به اقبال قلب بنگريد هر عمل مستحبى كه قلب بدان اقبال داشت و بر اينان نشاط‏بخش و حال‏آور بود به همان اكتفا كنيد، حتى نسبت به نماز شب كه سفارش زيادى شده است اگر نشاط نداشتيد يا اصلاً نخوانيد يا خيلى خيلى خلاصه در ظرف ده دقيقه تمام يازده ركعت را با حذف مستحبات بخوانيد.
3 ـ توسل به ائمه معصومين عليهم السّلام گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومين(ع) توسل جوييد و توفيق و حاجات خود را از آن معادن كرم بخواهيد.
4 ـ دائم‏الوضوء: سعى كنيد هميشه وضودار باشيد و اگر براى شب قبل از خواب وضو بگيريد كافى است و چنانچه نيمه ‏شب براى كارى برخاستيد و خواستيد دوباره بخوابيد وضو لازم نيست.
5 ـ زيارت اهل قبور: هفته‏اى يك بار به زيارت اهل قبور مؤمنين و شهداى عزيز برويد و اگر وقت خلوتى را انتخاب كنيد تا تأمل بيشترى كنيد و گذرا بودن دنيا بيشتر در دلتان جا افتد خيلى بهتر است هدف اين است كه دل تكان بخورد و رغبت خود را به دنيا كم كند و به فكر آخرت و عالم قبر و قيامت بيفتد.
6 ـ آنچه موجب مي‌شود كه انسان از انديشيدن در كمالات والاي انساني غافل گردد, دلبستگي به دنيا و لذت‌هاي دنيوي است. تا زماني كه اين دلبستگي ها وجود دارد از اين امور بي خبريم. در حديث معراج, خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: يا احمد لو صلي العبد صلاة اهل السماء و الارض و يصوم صيام اهل السماء و الارض و يطوي عن الطعام مثل الملائكه و لبس لباس العابدين ثم اري في قلبه من حب الدنيا ذرة او سمعتها او رئاستها او صيتها او زينتها لايجاورني في داري و لانزعن من قلبه محبتي و لاظلمن قلبه حتي ينساني و لا اذيقه حلاوة محبتي؛) طبرسي، مستدرك الوسائل، ج12، باب61، ص36 «اي احمد, اگر بنده همانند اهل آسمان و زمين عبادت كند و مانند اهل آسمان و زمين روزه بگيرد, و چون ملائكه از غذا دست بشويد و لباس عبادت كنندگان بر تن كند ولي در قلبش ذره‌اي علاقه به دنيا, شهرت, رياست, آوازه يا زيور دنيا باشد به جوار من راه نمي‌يابد و از قلبش محبت نسبت به خود را بر مي‌كنم تا آنجا كه مرا فراموش كند و شيريني محبت به خودم را به او نمي‌چشانم».
توجه به شرايط تاثير گذاري ذكر:
تأثيرگذارى ذكر خدا بر دل امرى قطعى و حتمى است؛ ولى ميزان تأثير هر علتى به قوت و ضعف آن بستگى دارد.
تأثير علت قوى نيرومند است و تأثير علت ضعيف ضعيف. با توجه به مراتب متعدد ذكر، ميزان تأثير آن بر افراد نيز بسيار متفاوت است. چه بسا ميزان تأثير مراتب پايين ذكر بسيار نامحسوس باشد.
ميزان تأثيرپذيرى دل‏ها متفاوت است. هراندازه قلب انسان پاك‏تر و از اوصاف زشت و كنش‏هاى نكوهيده پيراسته‏تر باشد، از تابش انوار الاهى بيش‏تر بهره مى‏برد و اطمينان و سكينه افزون‏ترى دريافت مى‏كند.
بنابراين، براى اطمينان‏پذيرى بيش‏تر بايد به راهكارهاى زير پايبند بود:
الف) بسنده نكردن به ذكر زبانى، سرايت دادن آن به قلب و از ژرفاى ضمير و سرائر وجود ذكر خدا گفتن‏.
ب) خالص ساختن ذكر براى خدا و تصفيه آن از شوائب نفسانى مانند ريا و سمعه
ج) پيراستن نفس از عيوب و رذائل و صفا بخشيدن به آن از طريق اجراى صحيح وظايف دينى و ترك گناهان.
چند توصيه اخلاقي:
با توجه به ضرورت رعايت مطالب فوق در تاثير‌گذاري ذكر و ياد خدا رعايت موارد ذيل نيز در پيشرفت ابعاد اخلاق مؤثر خواهد بود:
1. با دوستان پاك و با تقوا رفاقت كنيد. 2. از دوستانى كه حريم حدود الاهى را مى‏شكنند به شدت بپرهيزيد. 3. در مجالس دعا و محافل موعظه و نماز جماعت شركت كنيد. 4. از پرخورى و نيز غذاهاى چرب و پرانرژى و تحريك كننده پرهيز كنيد. 5 . از مشاهده صحنه‏هاى مهيج و تحريك كننده دورى گزينيد و حتى بدان نينديشيد. 6. ورزش را در برنامه منظم و روزانه خود قرار دهيد. 7. سعى كنيد هيچ گاه تنها نشويد. 8 . برنامه منظم مطالعاتى براى خود قرار دهيد و بكوشيد فرصت‏هاى خود را با تفكر و مطالعه مناسب پر كنيد. 9. هفته‏اى يك يا دو روز روزه بگيريد.
براى عدم وابستگى به دنيا رعايت امور زير ضرورت دارد:
1. پرهيز از آرزوهاى دور و دراز و سراب گونه.2. پرهيز از شركت در مجالس پر زرق و برق‏ 3. ساده زيستى در زندگى خويش‏. 4. قرار دادن برنامه‏هاى عبادى در زندگى.‏ 5. شركت در مجالس موعظه و منابر. 6. معاشرت با خانواده‏هاى با معنويت و غير مجذوب به دنيا 7. شركت در تشيع جنازه‏ها و زيارت اهل قبور و تفكر درباره آن‏ها به طورى كه موجب عبرت گردد.
منابع جهت مطالعه بيشتر:
محمد تقي مصباح يزدي، راهيان كوي دوست، شرح حديث معراج موسسه آموزش و پژوهشي امام خميني - چاپ چهارم 1379
قادر فاضلي، اوصاف متقين، ترجمه و شرح و تفسير خطبه همام، نشر فضيلت علم زمستان 1377
پژوهشكده تحقيقات اسلامي، علوم و معارف قرآن

منبع:http://www.porseman.org  

منبع اصلی مطلب : چه کسی بهتر از خدا؟
برچسب ها : نماز ,انجام ,كنيد ,خداوند ,براى ,انسان ,انجام داده ,پيامبر اكرم ,عليه السّلام ,امير المؤمنين ,المؤمنين عليه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : ياد خدا چگونه است و چه كنيم خدا را بهتر بشناسيم؟